johnny depp lovers clup
بچه ها سلام..همگی منو میشناسید دیگه؟؟!!بالاخره کارای این وبلاگ هم تموم شد..خیالم راحت شد..همش فکر میکردم که ممکنه توی 13 به در تمومش کنم.خلاصه اینکه امروز من با انرژی بیش از اندازه ای که دارم قراره براتون از بهترین،زیباترین،خوش اخلاق ترین،خوش برخوردترین،جیگرترین،بانمک ترین،ملوس ترین و زبل ترین و شیطونترین ناخدای دنیا بنویسم..اشتباه نکنید وبلاگ من برای دزددریایی فقط نیست.برای ادوود هست،جک هست،ویلیام بلیک،ویلی ونکا،سوئینی تاد و .... همون طور که میدونید من یه دونه دختر وینونا+جانی هستم.امروز قراره براتون داستان آشنایی این دوتا ووروجک رو بگم.خیلی جالبه حتما بخونید..خیلی زحمت کشیدم تا تونستم از زیر زبون مامانم اینا رو بشکم بیرون!!!!!قدر بدونید!!! عشق واقعی: اولین بار که جانی و وینونا چشم به روی هم گشودند آنها می دانستند این عشق در یک نگاه است.جانی میدانست که او را قبلا در رویاهایش دیده است.زیبایی طبیعی محسور کننده اش به او صدمه میزد.همه چیز درباره او خوب بود(وینونا).جانی نمی خواست به او خیره شود .او در حال نوشیدن قهوه در سالن تائر زیگفرید در نیویورک بود که حقیقتا سوپرایز بزرگی برایش بود.وینونا لباس زیبایی پوشیده بود.او آنجا بود برای بازی در فیلم توپهای بزرگ در آتش که در نقش بچه عروس جری لوئیس بازی می کرد.جانی عقیده داشت او شبیه جوانی الیزابت تیلور است.خیلی برای جانی فرق نمی کرد که او چقد زیباست.او جوان بود و زیبا و همه عاشق او بودند.وینونا در فیلمهایی که بازی کرده بود چشم همه را خیره کرده و در نشریات از او می نوشتند.جانی راجع به او میگفت:"او مثل یک نوری در شب مه آلود است" وینونا خیلی اتفاقی جانی را در اطاق هتلی دو ماه بعد ملاقات کرد.در آن لحظات هیچ یک فکر نمیکردند که امکان دارد روزی عاشق یکدیگر شوند.اما وینو آنجا بود تا جانی را عاشق خود کند .شش ماه قبل از اینکه در فیلم ادوارد دست قیچی بازی کنند یکدیگر را می شناختند..وینونا جانی را در فیلم شماره 21خیابان جامپ دیده بود و خوب میدانست با چه کسی طرف است.البته آنها عقیده ای درباره ی اینکه باهم باشند نداشتند.در یک پارتی هالیوودی که در خانه پدر خوانده وینونا برگزار شده بود جانی و وینونا یکدگیر را دیدند و چیزی که تا شب قبل اتفاق نیفتاده بود براشان اتفاق افتاد...عشق در یک لحظه تمام وجودشان را فرا گرفت..آنها همه ی روز و شبها را باهم سپری میکردند و جانی همه جا جار میزد که وینو را از همه چیزهایی که در دنیا است بیشتر دوست دارد! اگرچه به نظر میرسد که باید رابطه رمانتیکی زودتر از اینها داشته باشد ولی میگوید من هرگز قبلا دوست پسر نداشتم.البته در هفده سالگی با هنرپیشه فیلم heathere کریستین ساتر یک رابطه دو هفته ای داشت که خیلی بد تمام شد ولی غیر از آن قبلا وینونا رابطه ای نداشته.او میگوید: من در ارتباط برقرار کردن با تجربه و کهنه کار نبودم البته در رابطه با جانی دپ اینطور نبود!!!! البته به نظر میرسد که او ممکن است این کار را برای تفریح کرده باشد! 5ماه بعد دوباره این دو زیبا یکدیگر را ملاقات میکنند که اینبار جانی حلقه ای را از جیبش درمی آورد و در انگشتان ظریف وینو به جا میگذارد و ماه بعد زندگی تازه ای را باهم آغاز میکنند.آنها هتلی را اجاره کرده بودند ولی وینونا با این روش زندگی موافق نبود و میخواست در مکانی مستقل زندگی کند حتی اگر جانی درکنار ساحل شرقی باشد!!! در همین زمان بود که جان واترز به جانی پیشنهاد یک فیلم را داد و او را معروف به ستاره بی خانمان کرد.او به جانی گفت که برایش چندین آدرس خانه در نظر گرفته و حتی وسایل زندگی هم فراهم کرده ولی جانی در آن زمان واقعا همه چیز داشت،مبل،تخت خواب و مهم تر از همه وینونا را که برای او همه چیز تلقی میکرد و به قول خودش وینونا همه چیز بود که او نیاز داشت.این دو باهم انگار در بهشت زندگی میکردند.وینونا جوان و زیبا بود.دوستان جانی درباره ی او می گویند که او دو شخصیت دارد: وحشی و رام. و این شخصیت رام او بود که وینونا را مجذوب خود کرده بود.در همین زمان و حال و هوا جانی حرکت کرد و این سفر در زندگی اش تاثیر به سزایی داشت.دوباره سیگار و استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی را از سر گرفت.حتی شدید تر از قبل!!! و این حقیقتی بود درباره ازدواج و طلاق او.وینونا حلقه را پس فرستاد.البته او حلقه را در انگشت کوچکش برای مدتی نگه داشت چون فکر میکرد جانی برمیگردد ولی اینطور نبود! سپس او حلقه را به رولینگ استونز داد تا به جانی بدهند. و این ارتباط بیشترین و طولانی ترین ارتباط وینونا با یک جنس مذکر بود.بعد از آن همه وقتش را به بازی در فیلم های گوناگون میگذراند. جانی میگوید من با شری لین،وینونا و جنیفرگری نامزد بوده ام و خیلی چیزهای بی خودی راجع به آن نوشتند و ممکن است باز برای من مورد دیگری پیش بیاید و آنهم باز مثل یک جوک وحشتناک دیگر باشد.جانی میگوید رابطه با وینونا برایش خیلی زمینه های متفاوتی داشته و او میگوید ما در تمام لحظات برای یکدیگر جالب و تازه بودیم!!! بچه ها قضیه بازم ادامه داره..به احتمال زیاد پست بعدی درباره ی خالکوبی اسم وینونا روی بازو جانی دپه..البته خیلی هم روی حرف من حساب نکنید شاید یه چیز دیگه نوشتم!!!در هر صورت امیدوارم که از این مطالب خوشتون اومده باشه.به نظر من توی این نوشته نکات منفی درمورد جانی خیلی زیاد میشه پیدا کرد.البته این موضوع وینونا رو هم بیگناه نمیکنه.همشون بالاخره یه گندی زدن.این اساس کار هالیووده.باید یه کاری کنی که خیلی عادی مباشه! اونوقت هزار تا خبرنگار میریزن سرت و عکست میره تو جلد مجله!! یه چیز مثل قضیه زهره!!!(اونو که میدونید؟؟) خلاصه بگم که من فعلا تو وبلاگم میخوام درباره ی ارتباطایی که بابام با دخترا داشته بنویسم.البته فعلا.خودم خیلی از این موضوع خوشم نمی یاد.ولی میشه توش یه چیزای جالبی درمورد بابا جانی پیدا کرد.مثلا اینکه الان واقعا آدم شده.و این به خاطر ونساست.من همه ی این اتفاقات خوبی رو که برای جانی میافته رو فقط و فقط به خاطر ونسا و بچه هاش میدونم! حالا ایشاالله که صد سال باهم زندگی کنن.انقد که استخوناشون بپوسه، و موهای سرشون بریزه،بو بگیرن،چشاشون بتکره و ...(ترسناک شد؟؟؟!!!)حالا بگذریم...زیاد فک نمی زنم!! تو وبلاگ قبلی خیلی نظر نمی دادید.تورو خدا این بار دیگه نامردی نکنید نظر بدید.اگه نظرا به 30 تا نرسه من آپ نمیکنم!!! دیگه خودتون یه کاریش بکنید.... نگارنده : ماهور دپ در تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
9:52 - |
| |